استاندارد ASME B31.1 در مورد طراحی و نصب ساپورتهای پایپینگ چه میگوید؟
استاندارد ASME B31.1 یکی از مراجع اصلی طراحی، ساخت، نصب، بازرسی و بهرهبرداری از سیستمهای Power Piping است و الزامات مشخصی برای طراحی و انتخاب ساپورتهای لولهکشی ارائه میکند. نسخه جاری معرفیشده توسط ASME، B31.1-2024 است و دامنه آن سیستمهای پایپینگ نیروگاهی و برخی سیستمهای صنعتی، گرمایش و سرمایش مرکزی و همچنین بخشی از لولهکشی خارج از بویلر را پوشش میدهد.
از دیدگاه این کد، ساپورت فقط یک قطعه فلزی برای نگهداشتن وزن لوله نیست؛ بلکه باید وزن لوله، سیال، عایق و متعلقات را تحمل کند و همزمان امکان حرکت ناشی از انبساط حرارتی را فراهم آورد. همچنین نیروهای ناشی از فشار، باد، زلزله، ارتعاش، ضربه و شرایط بهرهبرداری نیز باید در طراحی سیستم نگهدارنده لحاظ شوند.

خلاصه الزامات ASME B31.1 برای طراحی ساپورت
Featured Snippet: طبق ASME B31.1، اجزای نگهدارنده لوله باید برای تحمل مجموع بارهای همزمان طراحی شوند، حرکت حرارتی لوله را بدون ایجاد تنش بیش از حد امکانپذیر کنند و در شرایطی مانند خرابی فنر یا ناهماهنگی نیز مانع رها شدن کامل بار لوله شوند. طراحی ساپورتهای استاندارد باید با الزامات MSS SP-58 منطبق باشد.
مهمترین الزامات را میتوان چنین خلاصه کرد:
- تعیین تمام بارهای وارد بر ساپورت
- در نظر گرفتن وزن لوله، سیال، عایق و متعلقات
- لحاظ کردن بار تست هیدرواستاتیک در ساپورتهای صلب
- کنترل حرکت حرارتی و جلوگیری از محدودکردن غیرضروری لوله
- طراحی مناسب Anchor، Guide، Rest، Hanger و Spring Support
- کنترل تنش و ظرفیت اجزای ساپورت
- توجه به باد، زلزله، ارتعاش و بارهای دینامیکی
- استفاده از MSS SP-58 برای طراحی ساپورتهای استاندارد
- کنترل اتصالات، پیچها، میلههای رزوهای و جوشها
- رعایت الزامات ساخت و نصب ساپورت
ASME B31.1 چیست و چرا طراحی ساپورت در آن اهمیت دارد؟
ASME B31.1 با عنوان Power Piping حداقل الزامات مرتبط با طراحی، مواد، ساخت، نصب، تست، بازرسی، بهرهبرداری و نگهداری سیستمهای پایپینگ نیروگاهی را تعیین میکند. دامنه این استاندارد، خطوطی مانند بخار، آب تغذیه، آب داغ، برخی سیستمهای حرارتی و لولهکشی مرتبط با تجهیزات تولید توان را دربر میگیرد.
عملکرد صحیح ساپورت مستقیماً با ایمنی و قابلیت اطمینان پایپینگ ارتباط دارد. اگر تعداد یا محل ساپورتها اشتباه انتخاب شود، ممکن است وزن لوله باعث خمش بیش از حد شود یا جابهجایی حرارتی، نیروهای غیرمجاز را به نازل تجهیزات منتقل کند.
به همین دلیل، طراحی ساپورت باید بخشی از فرآیند تحلیل تنش پایپینگ باشد، نه کاری که پس از پایان طراحی مسیر لوله بهصورت جداگانه انجام شود.
الزامات ASME B31.1 برای بارگذاری ساپورتها
وزن لوله و متعلقات
اولین بار اساسی، وزن سیستم است. این بار تنها وزن خود Pipe نیست و موارد زیر نیز باید در محاسبات لحاظ شوند:
- وزن لوله
- وزن سیال
- وزن عایق
- فلنجها
- شیرآلات
- Strainer و تجهیزات مشابه
- اتصالات سنگین
- Steam Trap
- Instrument Connections
- سایر متعلقات متصل به خط
در ASME B31.1، ظرفیت موردنیاز اجزای نگهدارنده باید بر اساس بارهای واردشده به ساپورت تعیین شود. برای ساپورتهای صلب، وزن سیال یا سیال مورد استفاده در تست، هرکدام که سنگینتر باشد، باید در نظر گرفته شود؛ البته برای برخی خطوط گاز، هوا و بخار شرایط استثنایی تعریف شده است.
بار تست هیدرواستاتیک
یکی از اشتباهات رایج، طراحی ساپورت فقط براساس شرایط عادی بهرهبرداری است.
در زمان Hydrotest، وزن آب میتواند چند برابر وزن سیال عملیاتی باشد. بنابراین ساپورتهای صلب باید ظرفیت لازم برای شرایط تست را داشته باشند، مگر اینکه برای دوره تست، ساپورت موقت یا سیستم نگهدارنده اضافی در نظر گرفته شود.
برای Spring Support وضعیت متفاوت است؛ محاسبات بار این نوع ساپورت بر مبنای شرایط طراحی و بهرهبرداری انجام میشود و وزن سیال تست هیدرواستاتیک در محاسبه عملکرد فنر لحاظ نمیشود، اما خود ساپورت باید در زمان تست نیز توان تحمل بار را داشته باشد یا برای تست، تمهیدات دیگری پیشبینی شود.
بارهای حرارتی و انبساط لوله
یکی از مهمترین موضوعات در طراحی ساپورت پایپینگ، Thermal Expansion است.
وقتی دمای یک خط بخار یا آب داغ افزایش پیدا میکند، طول لوله تغییر میکند. اگر ساپورتها این حرکت را مسدود کنند، نیرو و ممان قابلتوجهی در سیستم ایجاد خواهد شد.
ASME B31.1 تأکید میکند که Hanger و Supporting Element باید به شکلی ساخته و نصب شوند که حرکت آزاد لوله ناشی از انبساط و انقباض حرارتی امکانپذیر باشد.
برای مثال، اگر یک خط 50 متری فولادی از دمای محیط تا دمای بالا گرم شود، افزایش طول آن میتواند چندین سانتیمتر باشد. جلوگیری از این حرکت با استفاده نادرست از Guide یا Stop میتواند بارهای زیادی را به Anchor و نازل تجهیزات منتقل کند.
از همین رو، محل و نوع ساپورت باید با نتایج تحلیل انعطافپذیری و تنش پایپینگ هماهنگ باشد.

نقش Anchor، Guide و Rest در طراحی پایپینگ
Anchor
Anchor برای محدودکردن حرکت لوله در یک نقطه مشخص استفاده میشود و میتواند نیروها و ممانهای قابلتوجهی دریافت کند.
در طراحی Anchor باید نیروهای ناشی از فشار داخلی و انبساط حرارتی در نظر گرفته شوند. ASME B31.1 صراحتاً الزام میکند که طراحی Anchors و Guides با توجه به نیروها و ممانهای ناشی از فشار داخلی و Thermal Expansion انجام شود.
Guide
Guide معمولاً برای کنترل حرکت جانبی لوله به کار میرود، بدون اینکه حرکت محوری موردنیاز را بهطور کامل مسدود کند.
فاصله Guideها به هندسه خط، شرایط حرارتی، قطر، سختی لوله و نتایج تحلیل بستگی دارد. بنابراین نمیتوان یک فاصله ثابت را برای تمام خطوط بهعنوان الزام عمومی ASME B31.1 در نظر گرفت.
Rest Support
Rest Support وزن لوله را از پایین تحمل میکند و در بسیاری از خطوط افقی کاربرد دارد.
بااینحال، استفاده از Rest به معنی بینیازی از تحلیل حرارتی نیست. اصطکاک میان Pipe و Support میتواند در محاسبات تنش و بار تجهیزات اثرگذار باشد.
فاصله مجاز ساپورتهای لوله
ASME B31.1 برای برخی لولههای فولادی، جدول Suggested Maximum Span ارائه میکند. این مقادیر زمانی کاربرد دارند که محاسبات دقیق Span انجام نشده باشد و بهعنوان راهنمای اولیه برای فاصلهگذاری ساپورتها استفاده میشوند.
فاصله ساپورتها در لولههای فولادی به قطر اسمی و نوع سرویس بستگی دارد. برای NPS 2، این فاصله در سرویس آب حدود 3 متر و در سرویس بخار، گاز یا هوا حدود 4 متر است. در NPS 8 نیز مقادیر پیشنهادی بهترتیب حدود 5.8 و 7.3 متر هستند.
باوجوداین، این اعداد را نباید بهعنوان فاصله اجباری و مستقل از شرایط واقعی پروژه استفاده کرد.
وجود یک Valve سنگین، فلنج بزرگ، Tee، Elbow یا تجهیزات متصل به خط میتواند باعث ایجاد بار متمرکز شود و فاصله استاندارد ساپورت را کاهش دهد. خود استاندارد نیز تأکید میکند که در حضور بارهای متمرکز، مانند فلنج و شیرآلات، محاسبات Span باید مورد توجه قرار گیرد.
طراحی Hanger و Spring Support
Hanger Support
Hanger معمولاً از بالای لوله نیرو را منتقل میکند و اجزای آن عمدتاً تحت کشش قرار دارند.
ASME B31.1 برای میلههای رزوهای Hanger حداقل الزامات مشخصی دارد. در نسخههای منتشرشده از کد، برای لولههای NPS 2 و کوچکتر حداقل قطر 3/8 اینچ و برای NPS 2½ و بزرگتر حداقل قطر 1/2 اینچ ذکر شده است؛ بااینحال، طراحی نهایی باید بر اساس نسخه قراردادی کد و بار واقعی انجام شود.
ظرفیت مجاز میله رزوهای نیز باید بر مبنای Root Area رزوه ارزیابی شود، نه صرفاً سطح اسمی قطر میله.
Variable Spring Support
در خطوطی که حرکت عمودی ناشی از Thermal Expansion قابلتوجه است، Variable Spring Hanger میتواند برای حفظ حمایت لوله استفاده شود.
هدف این سیستم آن است که با حرکت لوله، نیروی پشتیبان تغییر کند، اما این تغییر در محدوده قابلقبول باقی بماند.
Constant Spring Support
برای خطوط داغ و حساس که جابهجایی حرارتی قابلتوجه دارند، استفاده از Constant Support میتواند مناسب باشد. در این سیستم، نیروی نگهدارنده در طول کورس حرکت تقریباً ثابت باقی میماند. در الزامات منتشرشده B31.1، برای Constant Support تغییر نیروی نگهدارنده بیش از 6 درصد در کل محدوده حرکت مجاز دانسته نشده است.

طراحی ساپورت بر اساس MSS SP-58
ASME B31.1 برای طراحی ساپورتهای استاندارد به MSS SP-58 ارجاع میدهد. این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا B31.1 تنها یک راهنمای کلی برای انتخاب Support نیست؛ بلکه معیارهای مربوط به طراحی اجزای Supporting Element، تنش مجاز و الزامات مرتبط را نیز مشخص میکند.
در عمل، مهندس پایپینگ معمولاً B31.1 را همراه با MSS SP-58 و استانداردهای سازهای مرتبط مورد استفاده قرار میدهد.
این رویکرد باعث میشود مشخصات Pipe Clamp، Hanger Rod، Beam Attachment، Spring Hanger و سایر اجزای نگهدارنده با الزامات مکانیکی و سازهای هماهنگ باشند.
الزامات تنش در اجزای ساپورت
ساپورت باید مجموع بارهای همزمان را تحمل کند. منظور از بارهای همزمان، تنها وزن عمودی نیست؛ بلکه تمام اثراتی است که طبق شرایط طراحی میتوانند بهطور همزمان به Supporting Element منتقل شوند.
علاوه بر آن، ظرفیت اجزای رزوهای باید با سطح مؤثر ریشه رزوه کنترل شود. برای اجزای مختلف نیز معیارهای تنش مجاز مطابق الزامات B31.1 و منابع ارجاعی آن تعیین میشود.
در دماهای بالا نیز انتخاب متریال اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر بخشی از Support عمدتاً تحت کشش یا خمش قرار داشته باشد و دمای کاری از محدوده مناسب فولاد کربنی خارج شود، باید از متریال مناسبتر استفاده شود یا تمهیدی برای محدودکردن دمای عضو نگهدارنده در نظر گرفته شود.
اثر باد، زلزله، ارتعاش و بارهای دینامیکی
وزن مرده تنها بار موردنظر نیست.
ASME B31.1 در طراحی Supporting Elementها اثراتی مانند فشار سرویس، باد و زلزله را نیز مطرح میکند. همچنین اگر در حین بهرهبرداری احتمال Resonance ناشی از ارتعاش یا Shock وجود داشته باشد، باید از تجهیزاتی مانند Dampener، Restraint یا Anchor برای کنترل این اثر استفاده شود.
برای خطوط متصل به PSV یا سیستمهای دارای تخلیه سریع نیز بارهای دینامیکی اهمیت ویژهای دارند. چنین خطوطی ممکن است هنگام عملکرد شیر، نیروهای لحظهای ایجاد کنند که در یک طراحی ساده وزنی دیده نمیشوند.
الزامات نصب ساپورت طبق ASME B31.1
طراحی مناسب بدون نصب صحیح، عملکرد مورد انتظار را تضمین نمیکند.
هنگام نصب باید اطمینان حاصل شود که ساپورت دقیقاً در موقعیت طراحیشده قرار گرفته است. اشتباه چند سانتیمتری در محل یک Guide یا Spring Hanger میتواند توزیع بار و رفتار حرارتی خط را تغییر دهد.
مهمترین نکات اجرایی
- موقعیت ساپورتها مطابق نقشههای IFC و Support Drawing کنترل شود.
- Spring Supportها قبل از راهاندازی در وضعیت صحیح تنظیم شوند.
- Temporary Supportها قبل از بهرهبرداری از مسیر حذف یا طبق دستور طراحی نگهداری شوند.
- قفلها و Stopهای Spring مطابق دستورالعمل سازنده و شرایط راهاندازی کنترل شوند.
- Anchor و Guide با جهت صحیح و بدون ایجاد محدودیت ناخواسته نصب شوند.
ساخت ساپورت نیز تابع الزامات مربوط به Fabrication است و B31.1 ساخت Pipe Support را به الزامات بخش ساخت خود ارجاع میدهد.

پنج راهکار کاربردی برای طراحی بهتر ساپورت پایپینگ
۱. طراحی ساپورت را بعد از پایان Routing انجام ندهید
بهترین نتیجه زمانی حاصل میشود که Routing، Stress Analysis و Support Design همزمان توسعه پیدا کنند.
تغییر یک ساپورت در مسیر بحرانی میتواند محل Anchor، نیروهای نازل و حتی ضخامت یا آرایش برخی اجزای خط را تحت تأثیر قرار دهد.
۲. Valve و تجهیزات سنگین را جداگانه بررسی کنید
فاصلهگذاری یکنواخت ساپورتها در اطراف یک شیر سنگین معمولاً روش مناسبی نیست.
بار متمرکز Valve ممکن است باعث افزایش خمش Pipe شود. بنابراین باید وزن و موقعیت مرکز جرم آن در مدل یا محاسبات لحاظ شود.
۳. شرایط Operating و Hydrotest را جداگانه کنترل کنید
ممکن است یک Support در Operating Condition کاملاً مناسب باشد، اما در Hydrotest ظرفیت کافی نداشته باشد.
به همین دلیل، Load Caseهای عملیاتی و تست باید بهصورت مجزا بررسی شوند و در صورت نیاز، Temporary Support طراحی شود.
۴. حرکت حرارتی را قبل از نصب Guideها بررسی کنید
Guide نباید صرفاً به دلیل نیاز به «ثابت نگهداشتن لوله» نصب شود.
محل هر Guide باید با مسیر حرکت حرارتی و نتایج Stress Analysis سازگار باشد؛ در غیر این صورت، اصطکاک و محدودیت حرکتی میتواند واکنشهای غیرمنتظره ایجاد کند.
۵. اطلاعات سازنده Spring Support را با مدل تحلیل تطبیق دهید
Load، Cold Setting، Hot Travel و محدوده حرکت فنر باید با اطلاعات طراحی و شرایط واقعی نصب مقایسه شود.
عدم تطابق Spring Tag با Stress Model یکی از خطاهایی است که میتواند در زمان Commissioning مشکل ایجاد کند.

سناریوی اجرایی: طراحی ساپورت یک خط بخار داغ
فرض کنید خط بخاری با قطر NPS 8 از خروجی یک Boiler به سمت Header هدایت شده است. دمای طراحی بالاست و مسیر حدود 40 متر طول دارد.
در نگاه اول میتوان چند Rest Support با فاصلههای تقریباً مساوی قرار داد. چنین رویکردی برای یک خط داغ و انعطافپذیر کافی نیست.
ابتدا وزن Pipe، عایق، شیرآلات و سیال محاسبه میشود. سپس مسیر برای Thermal Expansion تحلیل خواهد شد تا مقدار جابهجایی در نقاط مختلف مشخص شود.
در مرحله بعد، محل Anchor تعیین میشود و Guideها به شکلی قرار میگیرند که حرکت موردنیاز خط را محدود نکنند. اگر در یک نقطه حرکت عمودی زیادی وجود داشته باشد، Variable یا Constant Spring Support بررسی خواهد شد.
فرض کنید نزدیک Header یک Valve سنگین قرار گرفته است. فاصله ساپورت نزدیک Valve باید با توجه به بار متمرکز اصلاح شود و نمیتوان صرفاً به فاصله پیشنهادی جدول B31.1 اکتفا کرد.
در نهایت، واکنشهای Hot و Cold به سازه و تجهیزات بررسی میشوند. اگر نیروی منتقلشده به نازل از حد مجاز سازنده تجهیزات بیشتر باشد، آرایش Support باید اصلاح شود.
خطاهای رایج در طراحی و نصب ساپورت
استفاده مکانیکی از جدول فاصله ساپورت
جدول B31.1 برای فاصلههای پیشنهادی بسیار مفید است، اما جایگزین تحلیل مهندسی در خطوط حساس نیست.
بیتوجهی به وزن شیرآلات
گاهی Supportها براساس وزن Pipe طراحی میشوند و Valve یا Strainer در نظر گرفته نمیشود. نتیجه میتواند افزایش Sag و تنش خمشی باشد.
محدودکردن Thermal Expansion
قرار دادن Stop یا Guide در محل نامناسب میتواند حرکت طبیعی لوله را مسدود کند.
عدم توجه به Hydrotest
ساپورت ضعیف در زمان تست ممکن است باعث تغییر شکل Pipe یا حتی آسیب سازهای شود.
انتخاب اشتباه Spring Support
اگر Spring با Load یا Travel نامناسب انتخاب شود، خط در Operating Condition ممکن است به موقعیت طراحیشده نرسد.
نصب نادرست Hanger Rod
عدم عمودبودن Rod، درگیری ناکافی رزوه یا قفلنکردن صحیح تنظیمات میتواند ظرفیت واقعی Hanger را کاهش دهد.
بیتوجهی به ارتعاش
در خطوطی که با جریان ضربانی، تخلیه سریع یا تجهیزات دوار سروکار دارند، بررسی Static Load بهتنهایی کافی نیست.
تفاوت Support، Restraint و Anchor چیست؟
Support عمدتاً برای تحمل وزن و انتقال بار به سازه استفاده میشود.
Guide حرکت لوله را در یک یا چند جهت محدود میکند و اجازه میدهد حرکت طراحیشده در جهت دیگر اتفاق بیفتد.
Anchor نقطهای است که حرکت لوله را بهطور قابلتوجهی محدود میکند و میتواند نیرو و ممان زیادی دریافت کند.
Restraint نیز برای کنترل حرکت یا بارهای خاص مانند حرکات دینامیکی و ارتعاشی استفاده میشود.
انتخاب بین این اجزا باید بر اساس رفتار واقعی سیستم انجام شود، نه صرفاً بر مبنای شکل ظاهری ساپورت.

چکلیست نهایی طراحی و نصب ساپورت
پیش از تأیید نهایی Support Design، موارد زیر باید کنترل شوند:
- آیا وزن Pipe و Fluid لحاظ شده است؟
- آیا وزن Insulation و Fittings محاسبه شده است؟
- آیا Valveهای سنگین بررسی شدهاند؟
- آیا Hydrotest Load کنترل شده است؟
- آیا Thermal Expansion مدل شده است؟
- آیا Anchor و Guideها با Stress Analysis هماهنگ هستند؟
- آیا Spring Load و Travel صحیح است؟
- آیا ظرفیت Hanger Rodها بر اساس Root Area کنترل شده است؟
- آیا متریال Support برای دمای کاری مناسب است؟
- آیا Wind و Seismic Load در صورت نیاز لحاظ شدهاند؟
- آیا ارتعاش و Dynamic Load بررسی شده است؟
- آیا Reactionهای نازل با حدود مجاز سازنده مقایسه شدهاند؟
- آیا Supplementary Steel ظرفیت کافی دارد؟
- آیا Supportها مطابق نقشه اجرایی نصب شدهاند؟
- آیا Temporary Supportها قبل از بهرهبرداری تعیین تکلیف شدهاند؟

پرسشهای متداول درباره ASME B31.1 و طراحی ساپورت
آیا ASME B31.1 فاصله ساپورت لوله را مشخص میکند؟
بله، B31.1 برای برخی لولههای فولادی مقادیر Suggested Maximum Span ارائه میکند؛ اما این مقادیر عمومی هستند و در حضور بارهای متمرکز، شرایط خاص یا نیاز به تحلیل دقیق، باید محاسبات مهندسی انجام شود.
آیا B31.1 طراحی Spring Support را پوشش میدهد؟
بله. الزامات مربوط به Variable و Constant Support در B31.1 مطرح شده و برای Springها نیز به MSS SP-58 ارجاع داده میشود.
آیا وزن آب Hydrotest باید در طراحی ساپورت لحاظ شود؟
برای ساپورتهای صلب، ظرفیت باید بر اساس بارهای مربوط به سرویس و سیال تست، هرکدام که سنگینتر است، در نظر گرفته شود. برای Variable و Constant Support، رویکرد متفاوت است و ساپورت باید توان تحمل شرایط تست را داشته باشد یا ساپورت اضافی فراهم شود.
آیا همه ساپورتها باید حرکت حرارتی لوله را آزاد بگذارند؟
خیر. Supportها میتوانند برای کنترل حرکت نیز طراحی شوند. بااینحال، محل و نوع Anchor، Guide و Restraint باید با رفتار حرارتی و تحلیل تنش سیستم سازگار باشد.
آیا ASME B31.1 به MSS SP-58 ارجاع میدهد؟
بله. B31.1 طراحی ساپورتهای استاندارد را به الزامات MSS SP-58 مرتبط میکند و این استاندارد برای انتخاب و کاربرد Hanger و Support نیز مرجع مهمی است.
آیا طراحی ساپورت فقط بر اساس وزن لوله انجام میشود؟
خیر. وزن سیال، عایق و متعلقات، فشار، حرارت، باد، زلزله، ارتعاش و سایر بارهای همزمان میتوانند در طراحی مؤثر باشند.
آیا محل ساپورت میتواند روی تنش پایپینگ اثر بگذارد؟
بله. تغییر محل یا نوع ساپورت میتواند سختی سیستم، توزیع بار، جابهجایی حرارتی و Reactionهای منتقلشده به تجهیزات را تغییر دهد. به همین علت Support Design باید با Piping Stress Analysis هماهنگ باشد.
آیا B31.1 برای نصب ساپورت نیز الزامات دارد؟
بله. الزامات کد تنها به طراحی محدود نمیشود و ساخت و نصب اجزای پایپینگ و Supporting Elements را نیز در دامنه خود قرار میدهد.
جمعبندی
از دیدگاه ASME B31.1، ساپورت پایپینگ یک جزء سازهای ساده نیست؛ بلکه بخشی از سیستم مکانیکی است که باید همزمان وزن، بارهای عملیاتی، شرایط تست، حرکت حرارتی و در صورت نیاز بارهای محیطی و دینامیکی را مدیریت کند.
اصول کلیدی شامل تحمل تمام بارهای همزمان، فراهمکردن حرکت حرارتی بدون ایجاد Overstress، کنترل صحیح Anchor و Guide، انتخاب مناسب Hanger و Spring Support و رعایت الزامات MSS SP-58 است.
در نهایت، یک Support Design موفق زمانی شکل میگیرد که Piping Layout، Stress Analysis، Structural Design و Installation بهصورت یکپارچه دیده شوند. استفاده صرف از جدول فاصله ساپورت یا انتخاب Support براساس تجربه اجرایی، برای خطوط دما و فشار بالا کافی نیست و میتواند به افزایش تنش لوله، بار اضافی روی نازل تجهیزات، ارتعاش یا خرابی ساپورت منجر شود.